السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
19
تفسير الميزان ( فارسي )
مىشود حصر افراد است ، كانه مخاطبين خيال مىكردهاند اين ولايت عام و شامل همه است ، چه آنان كه در آيه اسم برده شدهاند و چه غير آنان ، چون چنين مظنه اى در بين بوده ، آيه ولايت را منحصر كرده براى نام بردگان . ممكن هم هست به يك وجه ديگر اين حصر را قصر قلب « 1 » دانست . * ( « الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ » ) * اين جمله بيان مىكند * ( « الَّذِينَ آمَنُوا » ) * را كه سابق بر اين جمله ذكر شده ، و جمله « و هم راكعون » حال است از فاعل « يؤتون » و هم او عامل است در اين حال « راكعون » . « ركوع » ، در لغت هيات مخصوصه اى است در انسان ، و آن عبارت است از خميدگى ، و لذا به پير مرد سالخورده اى كه پشتش خميده ، مىگويند شيخ راكع ، يعنى پير خميده ، و در عرف شرع عبارتست از هيات مخصوصه اى در عبادت . در قرآن مىفرمايد : « الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ » « 2 » و اين ركوع در حقيقت حالت خضوع و ذلت آدمى را در برابر خداوند مجسم مىسازد . چيزى كه هست در اسلام ركوع در غير نماز حتى براى خداوند مشروع نيست ، بخلاف سجود كه در غير نماز هم مشروع است ، و چون در ركوع معناى خشوع و اظهار ذلت هست گاهى همين كلمه را بطور استعاره در مطلق خشوع و تذلل و فقرى كه عادتا خالى از ذلت در برابر غير نيست به كار مىبرند ، مثلا مىگويند فلانى براى فلان ركوع كرد ، يعنى خود را كوچك نمود و لو خم نشده باشد . * ( « وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّه وَرَسُولَه وَالَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّه هُمُ الْغالِبُونَ » ) * تولى به معناى گرفتن ولى است و * ( « الَّذِينَ آمَنُوا » ) * افاده عهد مىكند و در آن اشاره است به مؤمنين معهود ، يعنى همان مؤمنين كه در * ( « إِنَّما وَلِيُّكُمُ » ) * ذكر شد و جمله * ( « فَإِنَّ حِزْبَ اللَّه هُمُ الْغالِبُونَ » ) * در جاى جزاى شرط قرار گرفته و ليكن در حقيقت جزا ، نيست و جزا در تقدير است و اين جمله از باب به كار بردن كبراى قياس در جاى نتيجه در اينجا ذكر شده است تا علت حكم را برساند ، و تقدير آيه چنين بوده : « و من يتول فهو الغالب لانه من حزب اللَّه و حزب اللَّه هم الغالبون - هر كه خدا و رسول را ولى خود بگيرد غالب و پيروز است چون كه از حزب خداست و حزب خداوند هميشه غالب است » .
--> ( 1 ) در پاورقى صفحه ( 9 ) معناى قصر قلب و قصر افراد گذشت . ( 2 ) سوره توبه آيه 112 .